السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
44
تفسير الميزان ( فارسي )
دوم : اينكه چون نتيجه اين برهان وجوب عبوديت است و عبوديت هم نوعى خضوع و تسليم است ، از اين رو لفظ اسلام را به كار برد تا اشاره اى بغرض از عبادت يعنى خضوع هم كرده باشد ، و اگر بجاى آن لفظ ايمان را به كار مىبرد اين معنا استفاده نمىشد . * ( « قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ » ) * اين دومين مسلك از همان دو نحو برهانى است كه گفتيم مشركين در اتخاذ معبود به كار مىبردند ، و آن اين بود كه : پرستش خدايان آنان را از شمول سخط و نزول عذابى كه مترتب بر آنست ايمن مىسازد . و در اين آيه خداى تعالى هم همين برهان را براى اثبات توحيد اقامه نموده ، با اين تفاوت كه مخوفترين و تلخترين انواع عذاب را كه بايد بيش از هر عذابى از آن ترسيد در برهان خود اخذ كرده است و آن عذاب قيامت است كه آسمانها و زمين هم از تحملش عاجزند ، هم چنان كه در برهان قبلى هم كه برهان از طريق احتياج بود نعمت اطعام را كه بحسب نظر بدوى ضرورىترين حوائج انسان است اخذ نمود . و در اينكه فرمود : * ( « إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي » ) * و نفرمود : « ان اشركت بربى » اشاره است به مخالفت نهيى كه در آيه قبل بود ، يعنى : * ( « وَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » ) * و اشاره مزبور ، اين نكته را افاده مىكند كه اگر مىبينيد پروردگار من مرا از شرك نهى فرموده از باب تعبد صرف نيست ، بلكه عقل نيز بر من واجب مىكند كه تنها خداى را پرستش كنم تا از عذاب روز بزرگى كه از آن بيمناكم ايمن شوم . با اين بيان مىتوان گفت آيه مورد بحث نظير آيه قبلى است ، براى اينكه اين آيه نيز نخست اقامه حجت را از راه عقل نموده ، آن گاه آن را با وحى خداى سبحان تاييد مىكند ( دقت فرمائيد ) . و اين خود از لطائف ايجاز قرآن كريم است كه با به كار بردن كلمه : « عصيت » بجاى « اشركت » معنايى چنين وسيع را افاده مىنمايد . * ( « مَنْ يُصْرَفْ عَنْه يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَه . . . » ) * معناى اين آيه روشن است و در حقيقت همان حجتى را كه در آيه قبلى اقامه شده بود تتميم مىكند ، چون از مظاهر آيه قبلى بر حسب نظر ساده و بسيط چنين برمىآيد كه رسول خدا ( ص ) براى اثبات وجوب توحيد پروردگار دليل آورد به اينكه خدا او را از شرك نهى كرده ، پس لازم است به يگانگىاش اقرار كند ، شايد كه از عذاب آخرت ايمن گردد . و چون ممكن بود اشخاص غافل و بى تدبر ايراد كنند كه اين نهى ، مختص به تو است و خداوند به طورى كه خودت ادعا مىكنى تنها تو را از شرك نهى كرده ، پس ترس از عذاب و